جمعه دهم فروردین 1386 ساعت 11:15
دختري از پسري پرسيد :آيا منو قشنگ مي دوني ؟ پسر جواب داد : نه !
پرسيد : آيا دلت مي خواد تا ابد با من بموني؟ گفت :نه ! سپس پرسيد : اگر
ترکت کنم گريه مي کني ؟ و بار ديگر تکرار کرد : نه ! دختر خيلي ناراحت
شد .... وقتي براي آخرين لحظه با چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه
کرد ..... پسر دست هايش را گرفت و گفت : تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي ....
من نمي خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو
باشم و اگر تو روزي مرا ترک کني ... گريه نمي کنم .. مي ميرم!!!
نوشته شده توسط غلامرضا زارعیان | لینک ثابت | موضوع:
